ئئئئئئئئئئئئعاشوراییهلبلللللللئ
سلام بر حسین
و بر علی ابن الحسین
وبر فرزندان حسین
و بر یا ران حسین
هر سال وقتی که محرم میا دو به یه چنین روزهایی می رسیم یه حال و هوای دیگه ای دارم.یه حس غریب٬ شاید این حس غریب به خاطر غربت و تنهایی مردی باشه که برای ما مسلمونا خیلی عزیزه .آره خوب می دونی کیو میگم٬ کسی که توی اون صحرای گرم ٬جلوی اون همه نامرد ٬مردونه ایستاد و اینقدر سختی کشید که سنگ واسه اش خون گریه کرد. حالا نوبت ماست که با زنده نگه داشتن یادش توی سینه هامون بهش بگیم که: اگه همیشه دوستش داریم و سعی می کنیم که رهرو راهش باشیم٬البته نه فقط تو ماه محرم بلکه همیشه و همه جا.
ئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئ
سلام.اول از همه باید فرا رسیدن ماه محرم رو به همه ی شما عزیزان
تسلیت بگم.امیدوارم که نهایت استفاده رو از این ماه مبارک داشته باشید و
این یادمون باشه که شاید سال دیگه تو این دنیا نباشیم که بخوایم استفاده کنیم.
خوب بریم سر کار خودمون...
دیروز که به صفحه ی وبلاگم نگاه می کردم دیدم که جای خالی اشعار زیبا و پرمعنی حافظ زیاد به چشم میاد.حیفه که توی یه وبلاگ فارسی که محتوای ادبی داره اسمی از حافظ نباشه.واسه همین تصمیم گرفتم که یکی از شعرای قشنگش رو انتخاب کنم و بنویسم. اما وقتی دیوان حافظ رو برداشتم دیدم که نمی تونم یه شعر رو که از همه قشنگترباشه انتخاب کنم واسه همین هم این کار رو سپردم به خود لسان الغیب یه صفحه رو بازکردم
که این شعر اومد:
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیّار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجا ست
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات بگویید که هوشیار کجاست
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست
هر سر موی مرا با تو هزاران کاراست
ما کجاییم و ملامت گر بی کار کجاست
باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنش
کاین دل غمزده سر گشته گرفتارکجاست
عقل دیوانه شد آن سلسله ی مشکین کو
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست
باده و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهنّا نشود یار کجا ست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما٬گل بی خار کجاست