سلام.بالاخره آپ کردم وطلسم رو شکستم.راستی عیدتون مبارک
باشه(درسته یه کم دیره).
از همه ی شما معذرت می خوام که این بار زیاد از حد منتظرتون گذاشتم.
آخه کامپیوترم خرابه ٬ الان هم از کافی نت دارم می نویسم.
این شعری رو هم که نوشتم تقدیم می کنم به همه ی شما عزیزانی
که این همه منتظر موندین.
ابر ها در حرکت ٬
ثانیه شمار ساعتم در حرکت٬
و من در سکون.
لحظه ی تردید است:
باید امشب بروم
در دلم امّید است
کوله بارم بر دوش
یک نفس خواهم رفت
تا تنهایی خدا
می روم تا ته شب
تا سر صبح.
هم چنان خواهم رفت
تا تراوشگه احساس و یقین
تا سرا پرده ی غمگین زمان خواهم رفت
در دلم امّید است
هم چنان خواهم رفت.
دوستار شما خاموش
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط خاموش
|